ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
29
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در يمن و حضرموت حاكم و عامل بودند ، نخستين كسى كه با اسود كاذب ( بعد از ادعاى پيغمبرى ) مخالفت و ستيز كرد شهر بود همچنين فيروز و داويه ( امراء ايرانى كه به يارى اسلام كمر بستند ) . آنا با او نبرد كردند . چون پيغمبر از حج وداع برگشت و از رنج سفر بيمار گشت غير از بيمارى وفات شنيد و آگاه شد كه اسود ادعاى پيغمبرى نموده . او شعبده باز و نيرنگ ساز بود كه چيزهاى عجيب را نمايش مىداد قبيله مذحج از او پيروى نمود و اين نخستين بارى بود كه مردم مرتد شدند و نخستين برگشت از اسلام بود در زمان خود پيغمبر . او ( اسود ) نجران را غارت و عمرو بن مخزوم را از آنجا اخراج نمود همچنين خالد بن سعيد كه خارج گرديد . قيس بن عبد يغوث بن مكشوح ضد فروه بن مسيك كه امير قبيله مراد بود قيام كرد و او را از محل حكومت خود راند و خود جاى او را گرفت . اسود از نجران سوى صنعا رفت . شهر بن باذان ( امير مسلمان ايرانى از طرف پيغمبر ) با او مقابله و مقاتله كرد و كشته شد . اين واقعه بيست و پنج روز بعد از قيام اسود رخ داد . معاذ هم از او گريخت و بابى موسى پيوست كه در مارب ( محل ) بود هر دو هم بحضرموت پناه بردند . كسانى كه از قبيله مذحج باسلام خود باقى بودند بفروه ملحق شدند ( امير مسلمان از طرف پيغمبر ) ملك يمن هم براى اسود خالص و يكسره گرديد . امراء يمن ( كه مسلمان بودند ) همه بطاهر بن ابى هاله ملحق شدند مگر عمرو و خالد كه هر دو بمدينه برگشتند . طاهر هم در عك ( محل ) و كوهستان صنعاء پناه برده بود . اسود هم بر سراسر بيابانها از حضرموت گرفته تا طائف و بحرين و احساء ( كنار خليج فارس ) و عدن مسلط شد . كار ( فتنه ) او مانند آتشسوزى بسرعت همه جا را گرفت . او هنگامى كه با شهر ( امير سابق الذكر ) روبرو شده بود هفتصد سوار ( اسب سوار ) داشت غير از شتر سواران . كار او بزرگ شد ( عظمت يافت و پيشرفت نمود ) . جانشين او در مذحج عمرو بن معديكرب را ( دلير مشهور عرب كه بعد از اسلام مرتد شد و دوباره مسلمان و در فتح الفتوح نهاوند كشته شد )